حسين قرچانلو

509

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

22 فرسخ راه است . ياقوت نام آن را قرمونيه ضبط كرده ، ولى مىگويد : مردم ، آن را قرمونه مىگويند . « 1 » به نوشته ابن خلدون ، اين شهر در 629 ق / 1231 - 1232 م در دست سلطان محمد بن يوسف بن نصر ، از امراى بنى هود ، بوده است . « 2 » ابو الفداء مىنويسد : خوره قرمونه شهرى به همين نام دارد كه قلعه‌اى در نهايت استوارى و بلندى در آن است . « 3 » اين شهر طبق نوشتهء ابن خلدون در 722 ق / 1322 م جزو متصرفات كنت ، يكى از امراى مسيحى اندلس كه بر سراسر كشور بنى آلفونسو غلبه يافته بود ، درآمد . « 4 » لبله « 5 » شهرى است قديمى در شمال غربى ايالت اشبيليه ، در جنوب كشور اسپانيا . بعد از فتح اسپانيا و اسكان قبايل و عشاير مختلف عرب در ايالات و شهرهاى اسپانيا ، قبايل حمص در اشبيليه و لبله و اطراف آنها سكونت گزيدند . « 6 » در زمان فرمانروايى عبد الرحمن داخل بر اندلس ، در اوايل 149 ق / 766 م ، سعيد يحصبى معروف به مطرى در شهر لبله قيام كرد . « 7 » در 156 ق / 772 - 773 م عبد الرحمن داخل سرگرم نبرد با سردار فاطمى ، شقنا بن عبد الواحد ، بود كه خبر يافت در اشبيليه و لبله آتش انقلاب ، به رهبرى عمر بن طالوت ، افروخته شده است . « 8 » در اوايل محرم 230 / سپتامبر 843 ، نورمانها به قصد انتقام گرفتن از مسلمانان ، شهرهاى لبله و باجه را تاراج كردند . « 9 » يعقوبى مىنويسد : در غرب اشبيليه شهرى است كه آن را لبله گويند و عربها نخستين بار كه با طارق وارد اين سرزمين شدند ، در اين شهر فرود آمدند . « 10 » در فاصلهء ميان سالهاى 279 ق / 892 م و 283 ق / 896 م ، در زمان حكومت عبد الله بن محمد بن عبد الرحمن اموى بر شهر لبله ،

--> ( 1 ) . معجم البلدان ؛ ج 4 ، ص 330 . ( 2 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 241 . ( 3 ) . تقويم البلدان ؛ ص 201 . ( 4 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 260 . ( 5 ) . Liebla ( 6 ) . تاريخ دولتهاى اسلامى در اندلس ؛ ج 1 ، ص 70 و 131 . ( 7 ) . اخبار مجموعه ؛ ص 96 . ( 8 ) . الكامل فى التاريخ ؛ ج 6 ، ص 9 - 10 و تاريخ دولتهاى اسلامى در اندلس ؛ ج 1 ، ص 179 . ( 9 ) . البيان المغرب ؛ ج 2 ، ص 88 و تاريخ دولتهاى اسلامى در اندلس ؛ ج 1 ، ص 282 . ( 10 ) . البلدان ؛ ص 133 .